بالاخره آمدی | سایت عاشقانه دلتنگی،بزرگترین سایت عاشقانه ایران

Opening1 Opening2 بازی های کودکیم .
نویسنده: sara
تاریخ: 5 سال قبل
بازدید: 8973 بازدید

بالاخره امدی از پس کوچه های تاریک و وهم الود از پشت دیوار های بلند آمدی تا باز نگاهم کنی تا باز بیمارم کنی تب دارم کنی

ای دردو ای درمان من خوش آمدی

اینجا…………….

یک قلب کوچک منتظر توست

تا دوباره مهمانش شوی بهتر بگویم پاذشاهش شوی

ای همه ی اوج من

وقتی آمدی داتنگی هایم

ترسیدندو فرار کردند

وقتی آمدی حسادت ساعت شروع شد ساعتی که هرروزتنبل تر از دیروز میشد عقربه هایش با سکونشان دلهره مرا به خنده میگرفتند

وقتی تو آمدی تورا که دیدند به حسادت با من برخاستند وهر ثانیه با سرعت بیشتری از هم سبقت گرفند تا منو تو کنار هم نباشیم

همه ی دنیا در نبودت پر از طنین این ترانه شده بود

کوه…..

درخت….

دریا …..

جنگل….

همی یک صدا میگفتند

روزی تو خواهی امد از کوچه های باران

تا از دلم بشویی غم های روزگاران

و تو آمدی…….

 

نظرات بسته شده است.