حالم خوب نیست | سایت عاشقانه دلتنگی،بزرگترین سایت عاشقانه ایران

Opening1 Opening2 بازی های کودکیم .
نویسنده: ..tohid..
تاریخ: 4 سال قبل
بازدید: 10559 بازدید

Exis-asheghaneh-27794

دلم برای اینجا تنگ شده بود …. خیلی وقته اینجا نیومدم و ننوشتم….

همه چی همونجوره و شاید بدتر….

سرگرم میکنم خودمُ اما این چیزیُ عوض نمیکنه ….

قلبم خیلی درد میکنه ……

خیلی ناراحتم………….

دلم میخواد با صدای بلند گریه کنم …..

دلم میخواد یه عالمه داد بزنم …..

از یه طرف افسردگی شدید خودم از یه طرف دیگه …

خدایا

من سالهاست دارم اشک میریزم و ازت کمک میخوام….

من سالهاست دارم زجر میکشم ….

کمکم کن ….

من نمیدونم از کجا میتونم شروع کنم … چون کسیُ ندارم حمایتم کنه…

منِ مغرور دستمو پیش کی دراز کنم که دستمُ پس نزنه ؟

من باید چی کار کنم ؟

گناهم چیه ؟

من چیکار کردم مگه ؟

درسته اشتباهاتی داشتم اما تاوانش نباید انقدر سنگین باشه

هر فکری میکنم آخرش به خودکشی منجر میشه….

یه راهی پیش روم بزار خدایا

من تنهای تنهام ….

نمیخوام زندگی تشکیل بدم …

بده نمیخوام خودم و مشکلاتمو وارد زندگی یه آدم نرمال کنم؟

بده نمیخوام ازش سو استفاده کنم ؟

بده ؟

تنهای تنها موندم … قلبم داره پاره میشه از درد !!

من با کی دردُ دل کنم؟

من کیُ صدا کنم ؟

تنهام نزار….

خدایا تنهام نزار…. ولم نکن …. حالم اصلا خوب نیست …. خدایا … میترسم

میترسم از آینده 

میترسم از روزی که کینه و نفرت از قلبم نرفته باشه

میترسم خدایا ….

خدایا ……..

 

دیدگاه ها: (۶ دیدگاه )

  • golriz گفت:

    آن زمـآن کهـ عـآشق هـم بودیم،
    وقـتی سر چیز هـآی کوچیک قـَهر میکـَردیم
    هــَردو می خـَندیدیم
    و میگـُفتــیم چهـ بـَچگـآنه بود قـَهرمـآن..
    یــآدم است،
    تـو همیشه بــآ دلهــُره میگـُـفتی:
    تـَرسـَم از روزیـ است
    کهـ عشـق مـَن رآ هـَم بهـ حــسـآب بچگـی بگـُذاریــ
    حـآل از آن روز هـآ ســآل هـآ میگـُذرد
    و مـَن چیزی رآ که تو از آن
    دِلهــُره داشــتی
    دیدَم!
    که رو به رویــَم می ایـستی
    و میگــویی
    تــو فقـط عـشــق بچگـی ام بــودی…
    میبیــنی؟
    زمـآنه چهـ چیـزهـآ که یـآد نمیدهــَد!

  • golriz گفت:

    به دلم یاد داده بودم عاشق نشه
    “واسه کسی تنگ نشه”
    “وقتی کسی باهاش قهر کرد واسش مهم نباشه”
    “با شنیدن صدای هیچکس نلرزه”
    “شبا تنهایی بخوابه”
    “با خودش درد و دل کنه”
    تو کی هستی ک هر چی ب دلم یاد داده بودم از یادش بردی؟؟؟(اشکان برگرد خیلی تنهام)

  • bemanad گفت:

    harfe delam
    این روزا دلم خوابیدن و بیدار نشدن میخواهد
    همین…
    نمیدانم جواب کدام بدی را میگیرم
    پاسخم را خوده خدا هم نمیدهد
    نمیدانم دردش چیست..
    من که با همه این همه مهربانم..
    من که جز خوبی به کسی بدی نکردم
    نمیدانم
    ولی دارم همه را فراموش میکنم حتی خدا…
    چون زندگیه من اون چیزی رو که من میخواستم نشد
    خیلی وقته دیگه بدیها و مشکلات زندگی برام عادی شده تکراری شده…
    ولی شنیدم مرگ تکراری نیست..
    شاید مرگ را نتخاب کنم
    یهتر است
    از شر این همه درد خلاص میشوم
    از شر این همه سنگدل از شر مشکلات
    از شر زجه های خودم
    شکایت های خودم
    به قول یه نفر نمیدانم چه هیزم تری به دنیا فروختم
    کاش خلاص شوم فقط چاره من مرگ است
    چون بهترین دورانی که باید خوش باشم
    دارن به خاطره های تلخ تبدیل میشون
    نمیدانم …
    پاسخگوی من کیست
    یکی این میان نیست بگوید
    خدایا این بنده ات دیگر طاقت ندارد
    خلاصش کش کن
    همه ی آرزوهایم دارن جلو چشمام پر میشون
    آرزوهایی که همه دارن و به ان رسیده ان…
    ولی من انها را از دست داده ام…
    دیگر ارزویی جز مرگ برای خودم ندارم
    نمیدانم…
    خدا گوش میدهد یا نه ولی کاش از حال من خبر داشته باشد
    دردم را هیچکس نمیداند
    خدا هم بداند خیالش نیست
    من اضافی هستم در این دنیا…
    چرا…
    چرا فقط من
    روزهایم بدتر و بدتر میشون…
    من به چه امیدی زنده باشم…
    منی که خیلی وقته بریده ام
    منی که از همه بدبخترم خوش به حال همه که خوشن نه مثله من مرده متحرکن
    کسی گوش نمیدهد
    خدا تو که منو ول کردی …
    خواسته ای ازت ندارم جز مرگ
    لااقل این دعایم را جواب بده
    ولی اون دنیا به من پاسخگو هستی چون بدی کردی در حقم مطمئن باش به من بدهکاری
    خیلی..
    منی که انتظار هیچ معجزه ای نیستم
    منی که میدانم همه ازم بریدن
    من که اینقد دوست هستم….
    پس چرا بازم بدی میبینم
    چرا حرفم را نمیشنوی
    یعنی اینقد برات اضافی هست
    هر شب کار من است دردهایم را شمردن برای تو
    تویی که بیخیالی و منی بدتر و بدتر میشوم
    مراقبم نباش بگذار راحت شوم از دست همه…
    بازم میدانم خدا داری میخندی و میگی این دیوونه هست ولش کنید
    ولی میتوانی که مرا خلاص کنی…
    این همه ارزهامو از بین بردی…
    لااقل ارزوی مردنم را براورده من…
    بفهم…درکم کن چرا جواب نمیدهی
    مدت جوابت یه هفته هست
    بعده یه هفته خودم دست به کار میشوم..
    همین برای من بس است که دیگر من امیدی ندارم
    نه به مادر نه به خواهر نه به دوست نه به تو
    فکری کن انصافم نیست این همه زجر

    • ..tohid.. گفت:

      واقعا زیبا بود

    • الهام گفت:

      و یکی از همیــــن روزها پی می بریم
      که زیر گنبـــد های کبــــود ما
      غیر از خـــــدا
      هرگز کســـی نبــــوده
      نیســـــت
      و نخــــواهد بود.
      و آن روز،
      مثل ابــــر بهـــــــار گریه نکن
      مثل ببــــــر نعـــره کن
      بگذار دنیـــــا بداند
      که ما در این روزگـــــار
      تنــــها بودیــــم
      تنـــــها هستیــــم
      و تنــــها
      خـــواهیم مـــــاند…

  • گلی گفت:

    هرکه آید گوید:
    گریه کن، تسکین است
    گریه آرام دل غمگین است
    چند سالی است که من میگریم
    در پی تسکینم
    ولی ای کاش کسی می دانست
    چند دریا بین ما فاصله است
    من و آرام دل غمگینم