خدا… | سایت عاشقانه دلتنگی،بزرگترین سایت عاشقانه ایران

Opening1 Opening2 بازی های کودکیم .
نویسنده: ..tohid..
تاریخ: 5 سال قبل
بازدید: 13274 بازدید

 

1355249588771

 

“این یه حرفایی بین من و خدا ”

اما دوست دارم اینجا و توی این کلبه این حرفا رو بگم!

خدایا سرت خلوته یا شلوغه؟ به کار همه رسیدگی کردی؟

جواب دعای همه رو دادی،زندگی همه رو سرو سامان دادی؟

درد دلای همه رو گوش کردی،

واسه اروم شد نشون بغلشون کردی

حتی صورتشان رو بوسیدی!

همه اونایی که لبه پرتگاه بودن دستشون رو گرفتی یا

شایدم بهشون بال دادی.

همه عاشقا رو به عشقشون رسوندی؟

آرزوهای همه رو بر آورده کردی؟

گریه های شبانه هم

شنیدی همه دردا رو در مون کردی؟

همه و همه کارتو انجام دادی؟

می دونم خیلی کار داری

آخه تو خدایی

خب حالا من اومدم

یه بنده شاکی ………….

شاکی از خودم ، شاکی از تو!!

اومدم که اگه میشه بغلت کنم و گریه کنم

تا همه دردا و غصه هامو خالی کنم

میخوام اگه بشه سرم رو بذارم روی شونه ها ت

میشه فقط یه گوشه چشم بهم بندازی

من توقع زیادی ندارم

من فقط میخوام تو آغوشت گریه کنم همین

خواسته زیادیه؟

حرفام کفره !

مزخرفه!

نمی دونم هر چی هست

باید میگفتم

 

 

 

دیدگاه ها: (۱۰ دیدگاه )

  • bahareh گفت:

    به گوش خدا برسانید آدم این حوا سالهاست که رفته است این حواى تنها را برگردان پیش خودت بهشتى را نمى خواهم به جهنمش هم راضى ام هر جایى باشد جز این دنیا این دنیا زیادى بوى آدم گرفته است

  • bahareh گفت:

    خدایا دلم گرفته میان این همه آرزوها ،دلتنگ ترین بنده ات را دریاب

  • bahareh گفت:

    دلم براى جهنمت تنگ شده است خدایا حواست هست صداى هق هق گریه هایم از گلویى مى آید که تو از رگش به من نزدیکترى خدایا چرا تا زنده ایم روانمان را شاد نمى کنى!!! همین که مردیم شاد روانمان مى کنى چرا ؟؟؟ما بدنیا آمدیم اما دنیا به ما نمى آید…

  • صبا گفت:

    امشب یه جور ناجوری دلم گرفته

    یه جوری که انگار

    هیچ چیز و هیچ کس نمیتونه آرومش کنه

    خیلی سخته با خاطراتت گلاویز بشی و دستت به هیچکدوم نرسه

    خدایا چه شبای تلخی دارررم!!!!!!!

    کاش وقتی یکی میرفت فقط خودش نمیرفت

    یادش میرفت خاطراتش میرفت عشقش میرفت بوی خوبش میرفت قاب عکسش میرفت یادگاریاشم میرفت

    اونوقت دیگه دلیلی واسه دلتنگی نبود

    خدایا امشب از خیلی چیزا دلگیرم

    از خیلی روزای زندگیم که ندادی از خیلی از روزای زندگیم که کم دادی و از خیلی روزای زندگیم که زود گرفتی

    واااای که چه طناب سفتیه این خاطره ها وقتی دور گلوم میپیچه و میخواد با ۱ بغض خفم کنه

    چشام میسوزه …میخوام انگشتامو فرو کنم تو چشمم این سد اگه جاری بشه همه چیزو آب میبره

    خدایاااااااااا دلم هوای تازه میخواد دلم ۱ نور قشنگ میخواد نمیخوام از آیندم باشه نمیخوام واسه حالام باشه

    منو ببر به گذشته…!میشه؟۱هوای تازه ازونجا میخوام ۱نور قشنگ ازون روزا میخوام ۱ تکرار پرحجم ازون لحظه ها

    یعنی میشه؟؟چرا ساکتی خدا….دلم گذشته میخواد …با تموم اشتباهام …میتونی بهم بدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • صبا گفت:

    میدونی خدا

    تو دنیات

    گاهی اوقات آدما به جایی می رسن که دلشون می خواد

    داد بزنن و بگن

    “بســـــــــــــــــــــــه دیگه نمی کشم”

    میدونی من به اونجا رسیدم

    صدای خورد شدنم رو حس می کنم

    اما عرضه ی فریــــــــــــــــــــــــــــــاد زدن ندارم

    شاید اگه داد بزنم سریع بیای

    ولی مثل آدمی شدم که می خواد داد بزنه و انگار

    یکی جلو دهنش رو گرفته

    واست نوشتم چون نتونستم داد بزنم

    حس بــــــــــــدی دارم

    تنهایی شکستن با وجود اینکه بدونی

    چند نفر دوست دارن خیلی بده

    اینکه فقط به خاطر اونا تحمل کنی

    و بازم مثل همیشه در جواب سوالاشون بگی

    خیلی خوبـــــــــــــــــم و بزنی زیر خنده

    تو دنیات ماسک زندگیت بهم چسبیده خدا

  • صبا گفت:

    خدایا…

    بابت آن روز

    که سرت داد کشیدم متاسفمـــــــــ…

    من عصبانی بودم

    برای انسانی که تو میگفتی

    ارزشــــَش را ندارد و مــــــــــن پا فشاری می کردم

  • جزیره گفت:

    اخ موزیکت تو حلقومم

  • الهام گفت:

    آتشی نمى سوزاند “ابراهیم” را
    و دریایى غرق نمی کند “موسى” را

    کودکی، مادرش او را به دست موجهاى “نیل” می سپارد،
    تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش.

    دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
    سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
    مَکرِ زلیخا زندانیش می کند
    اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند.

    از این “قِصَص” قرآنى هنوز هم نیاموخته ای ؟!

    که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
    و خدا نخواهد،
    نمی توانند.
    او که یگانه تکیه گاه من و توست !
    پس:
    به “تدبیرش” اعتماد کن

    به “حکمتش” دل بسپار.

  • مژده گفت:

    خدایا دلتنگم برای کسی که با تمام وجودم دوستش داشتمو عاشقش بودمو هستم قلبم از دوریش آتیش گرفته ولی راه چاره چیست او ب سادگی حتی بدون خدافظی رفت من ماندمو یک دل شکسته مملو از خاطرات او که نمیتوانم فراموشش کنم هنوز هر شب بیادش اشک میریزم که چه خطای کردم جز اینکه صادقانه دوستش داشتم هنوزم منتظر خبری ازاو هسم ک دل بیقرار و نگران مرا تسکین دهد