داستان های کوتاه | سایت عاشقانه دلتنگی،بزرگترین سایت عاشقانه ایران - Part 3

Opening1 Opening2 بازی های کودکیم .
نویسنده: ..tohid..
تاریخ: 4 سال قبل
بازدید: 13430 بازدید

0649Gerye

مردی باهوش برای حضار جوک تعریف کرد، حضار دیوانه وار خندیدند.
بعد از چند لحظه… دوباره همون جوک رو تعریف کرد.
عده کمی از حضار دوباره خندیدند.
دوباره و دوباره همون جوک رو تعریف کرد .
زمانی که دیگه هیچ یک از حضار نخندید او لبخند زد و گفت:

وقتی که نمی تونید به یک جوک بارها بخندید؛

چطور برای یه مسئله بارها و بارها گریه می کنید؟

ادامه متن در ادامه مطلب.

نویسنده: ..tohid..
تاریخ: 5 سال قبل
بازدید: 53844 بازدید

فرستاده شده توسط : عاطفه عطایی

I-Love-You-HD-Wallpapers[1]

به نام کلام دروغین عشق

چند وقتی بود که میخواستم برای تو درد این قلبی را که شکستی و رفتی بنویسم

اما تا میخواستم بنویسم قطره های اشکم بر روی کاغذ میریخت

و نمی توانستم آنچه را که میخواهم بر روی صفحه کاغذ

ادامه متن در ادامه مطلب.