داستان،عاشقانه،سایت دلتنگی ،داستان کوتاه خنده و گریه،سایت عاشقانه دلتنگی | سایت عاشقانه دلتنگی،بزرگترین سایت عاشقانه ایران

Opening1 Opening2 بازی های کودکیم .
نویسنده: ..tohid..
تاریخ: 4 سال قبل
بازدید: 25365 بازدید

3402

خدا آن حس غریبیست که در تاریکی صحرا زمانی که هراس مرگ می دزدد

سکوتت را آرام می گوید: کنارت هستم ای تنها…..

خدایا امروز در این کوچه باغ زندگی به دنبال گوشه ای هستم خالی از ریا و کینه

امروز در تنگنای خاطره ها به دنبال لحظه ای هستم خالی از ظلم زمانه امروز صدای

مبهم از عمق فاصله ها مرا به سوی خود می کشد این چه صدایی است که سکوت

سنگین خیالم را شکسته انگار که نوری

از انتهای جاده های زندگی به آسمان قلبم

تابیده….

ادامه متن در ادامه مطلب.

نویسنده: ..tohid..
تاریخ: 5 سال قبل
بازدید: 14349 بازدید

0649Gerye

مردی باهوش برای حضار جوک تعریف کرد، حضار دیوانه وار خندیدند.
بعد از چند لحظه… دوباره همون جوک رو تعریف کرد.
عده کمی از حضار دوباره خندیدند.
دوباره و دوباره همون جوک رو تعریف کرد .
زمانی که دیگه هیچ یک از حضار نخندید او لبخند زد و گفت:

وقتی که نمی تونید به یک جوک بارها بخندید؛

چطور برای یه مسئله بارها و بارها گریه می کنید؟

ادامه متن در ادامه مطلب.