من | سایت عاشقانه دلتنگی،بزرگترین سایت عاشقانه ایران

Opening1 Opening2 بازی های کودکیم .
نویسنده: ..tohid..
تاریخ: 4 سال قبل
بازدید: 20402 بازدید

http://deltangi.net/wp-content/uploads/zanjir.jpg

سلام خدا جون
صدام به عرشت می رسه؟
من و این پایین میون این همه نقاب وآدمک های رنگارنگ می بینی؟
می دونم که می بینیم و صدام و می شنوی
چون هنوزم دستم و گرفتی و نفس کشیدنم بخاطر وجودت توئه.
خدایا…
زخم هام و چی؟
اونارو می بینی و هیچی نمی گی؟
این حق من بود که همیشه صدات کردم و کمک خواستم ازت؟
خدایا تا حالا دلتنگ شدی؟
درکم می کنی چه اندازه دلتنگ عزیزترینم هستم؟
زخم های جسم من مهم نیست
زخم های دلم هم به کنار
با این همه دلتنگی تو بگو چه کنم؟؟
خدایا…
دیشب تا سپیده صبح، خیره به اسمونت بودم
حسم کردی؟
اشکام و دیدی؟
اشکایی که طعم خون می داد…
اشک هایی که هیچ کس جز تو تماشا نمی کنه!!
اشک هایی که از حرف های نگفته جاری می شوند…
اشک هایی که طعم خون می دهند و خفقان تنهایی….
خدایا…
این همه درد را می بینی و چیزی نمیگی؟!
من اما هنوز امید دارم…
آدمهایت تا به کِی میخواهند بد باشند و بدی کنند؟؟!!

ادامه متن در ادامه مطلب.

نویسنده: ..tohid..
تاریخ: 4 سال قبل
بازدید: 44024 بازدید

 

mard-AloneBoy.com-ast-dgr[1]

امشب دلم عجیب گرفت …

حتی آسمان شب هم ماه و ستاره هایش را از این شب گرد تنها مخفی می کند!

حتی ابرها هم به ماه اجازه نمی دهند لحظه ای همنشین شب های سرد این دیو صورتی شود!!

مگر من خواستم و این شد؟!

به من خرده مگیر ای شب…

زخم هایم تاوان تنهایی و نبودِ تکیه گاهی ست که  دستم را میان شعله های نفرت و بی اعتمادی رها کرد.

سوختم…

اما نه به خواست وجدانم…

سوختم چون هم دل شب های سردم دیوارهای سربیِ خانه ام بود وبس…

سوختم از تنهایی میان هیاهوی آدم ها…

از یک رنگی میان این حجم دورنگی ها…

سوختم…

وقتی دستم بجای قلب تو

ریسمان پاره یادت را چنگ می زد.

به من خرده مگیر…

که محبوسم به زندان این دنیا

به جرم زخم های نفرت دنیا….

ادامه متن در ادامه مطلب.