داستان های عاشقانه | سایت عاشقانه دلتنگی

Opening1 Opening2 بازی های کودکیم .
نویسنده: ..tohid..
تاریخ: 10 ماه قبل
بازدید: 32245 بازدید

میلاد پیام آور توحید

صلح و مهربانی

سمبل صبر و شکیبایی

پیامبر اولوالعزم

حضرت عیسی مسیح (علیه السلام)

بر تمامی موحدین جهان تهنیت باد …

ادامه متن در ادامه مطلب.

نویسنده: ..tohid..
تاریخ: 1 سال قبل
بازدید: 12766 بازدید

متنفرم ‌از ‌رابطه‌هایی ‌که
اگه ‌خودت ‌پیگیرش ‌نباشی
و ‌سراغشو ‌نگیری
بهم ‌میخوره…

 

ادامه متن در ادامه مطلب.

نویسنده: ..tohid..
تاریخ: 4 سال قبل
بازدید: 42586 بازدید

متن عاشقانه و زیبا بعد تو …

مرا از چه میترسانی؟!
از نبودنت؟!
از گم شدن میان آدمک ها؟!
مرا میترسانی که اگر نباشی گریه میکنم و میمیرم؟!
آخ که چقدر تو ساده ای…

 

ادامه متن در ادامه مطلب.

نویسنده: ..tohid..
تاریخ: 5 سال قبل
بازدید: 55212 بازدید

فرستاده شده توسط : عاطفه عطایی

I-Love-You-HD-Wallpapers[1]

به نام کلام دروغین عشق

چند وقتی بود که میخواستم برای تو درد این قلبی را که شکستی و رفتی بنویسم

اما تا میخواستم بنویسم قطره های اشکم بر روی کاغذ میریخت

و نمی توانستم آنچه را که میخواهم بر روی صفحه کاغذ

ادامه متن در ادامه مطلب.

نویسنده: ..tohid..
تاریخ: 5 سال قبل
بازدید: 40092 بازدید

 

Post981[1]

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد .

به اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .

آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت: متشکرم.

میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .

تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم.

وقتی کنارش نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از ۲ ساعت دیدن فیلم و

خوردن ۳ بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : متشکرم.

روز قبل از جشن دانشگاهپیش من اومد. گفت : قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد

ادامه متن در ادامه مطلب.